Monday، July 6، 2009

نوشته ای از سارا شریعتی

این نوشته روز ۲۵ خرداد نوشته شده:

بیش از سی سال پیش، شریعتی در وصیت نامه اش، از سه قطره خون نوشت که بر چهره ی دانشگاه ما همچنان تازه و گرم است و آرزو کرد که کاشکی می توانستم این سه اذر اهورایی را با تن خاکستر شده ام بپوشانم تا در این سموم که می وزد نفسرند.

دیوارهای خوابگاه دانشجویان ما اما دیروز بازخونین بود. خون گرم و تازه ی دانشجویانی که این بار نه روز روشن در کلاس درسشان، که نیمه شب در خوابگاهشان مورد هجوم قرار گرفتند. آنها که حافظه ی زنده ای داشتند، از تکرار واقعه ی 18 تیر سخن می گفتند. حافظه ی مکتوب من اما، 16 آذر 32 را به یادم می آورد. چه چیزی این سه حادثه را به هم شبیه می کرد؟

درهر سه واقعه، به دانشگاه به عنوان نهاد فرهنگ و به دانشجو به عنوان نماد آن حمله شده بود. اغلب از صحن دانشگاه به عنوان حریم نام برده می شود. حریم، به معنای مکان ممنوع. ممنوع یعنی مقدس. حرم به جایی گفته می شود که ورود به آن حرمت دارد و حرمت یعنی رعایت این ممنوعیت ها. اینست که زیر پا گذاشتن این ممنوعیت ها را "تجاوز" می خوانند. تجاوز به حرم مقدس، تجاوز به حریم دانشگاه. در هر سه این وقایع، به حریم دانشگاه تجاوز شده و منع حریم زیر پا گذاشته شده بود. حمله به کوی دانشگاه، حمله به نهاد رسمی فرهنگ است و بازیگر این نهاد که دانشجوست. دانشجویی بی نام و بی شناسنامه، نه یک نام حقیقی بلکه یک نماد. یک پتانسیل. پتانسیلی که قابلیت انفجاری دارد و به تعبیر شریعتی، این قابلیت را، سرمایه هایش که نداشتن و نخواستن است، به او می بخشد.

این آن بزنگاهی است که هر که در این نهاد حضور دارد، از استاد و دانشجو گرفته تا مسئول و کارمندانش، با هرموضع و عقیده سیاسی، باید در خصوصش رسما اعلام موضع کند و این محکومیت پیش شرط پرداختن به هر پرونده ی دیگری است. این آن بزنگاهی است که در آن سکوت جرم است و شکست سکوت یک وظیفه. تا حمله به دانشگاه و دانشجو، به یک سنت بدل نشود. شکستن این سکوت ضروری است و در عین حال کافی نیست. کافی نیست چون حرفهای ما، نمی توانند مامنی باشند بر بی پناهی دانشجویانی که به مرغان عزا و عروسی این دیار بدل گشتند. کافی نیست، چون تا زمانی که با سماجت پرونده ی این حملات پی گیری نشود و مسئولانش شناسایی و مجازات نشوند، این محکومیت ها صرفا به فرمالیته ای بدل شده که چون همه گیر می شود، به هیچ کار جز مخدوش کردن پرونده ها نخواهد آمد.

حرمت امامزاده به متولی اش است. متولیان این نهاد اگر نتوانند حرمت آن را نگاه دارند، دانشگاه ما تنها به مسند ی برای استاد و مسلخی برای دانشجو بدل خواهد گشت. در این صورت، ماندن و چشم پوشیدن، برای چو منی، نه یک جرم که گناه خواهد بود. مگر شریعتی ننوشته بود که: اگر اجباری که به زنده ماندن دارم نبود، خود را در برابر دانشگاه به آتش می کشیدم. همان جایی که آذرمان در آتش بیداد سوخت!

توضیح در مورد پخش و باور نکردن شایعه

فکر کنم باید توضیحی درباره نوشته «شایعه را نه پخش کنیم و نه باور» بدهم. یعنی شاید باید همان موقع می‌دادم. منظورم من از نوشتن آن مطلب این نبود که هیچ کس را نمی‌گیرند، یا هیچ کس را تا به حال نگرفته‌اند. حرفم این بود که من دست کم هفت نفر را می‌شناسم که در سه هفته اخیر ایران رفته‌اند و در هر هفت مورد، کسی کارشان نداشته است. در نتیجه این‌قدر تأکید روی این‌که مواظب باشید و ایران رفتن خطر دارد، برای من پذیرفتنی نیست.
بعضی دوستان ای‌میل زدند یا کامنت گذاشتند که کسانی را می‌شناسند که موقع ورود به ایران سؤال‌پیچشان کرده‌اند. ولی باز هم من هنوز کسی را نمی‌شناسم که برایش مشکلی پیش آمده باشد.

دیدار موسوی با تعدادی از دوستانش - دوشنبه

سایت پارسینه از دیدار جمعی از دوستان موسوی با او در صبح دوشنبه ۱۵ تیر خبر داده. متاسفانه از این‌جایی که من هستم نه قلم باز می‌شود و نه کلمه. در نتیجه محبورم به همین منبع اکتفا کنم. امیدوارم درست باشد:

میرحسین موسوی پیش از ظهر پانزدهم تیرماه در جمع دوستان خود با اشاره به انتخابات اخیر ریاست جمهوری گفت:در انتخابات مردم به هم كمك و اطلاع‌رساني كردند و ايده‌ي هر شهروند يك ستاد را به خوبي اجرا كردند و در حال حاضر ستادي نيست ولي همه براي كمك و اطلاع‌رساني به يكديگر وظايفي دارند كه بايد آنها را به خوبي انجام دهند.توجه به چارچوب‌هاي قانوني براي ما اهميت فوق‌العاده‌اي دارد، وگرنه وضعيت ناخوشايندي در سطح جامعه خواهيم داشت و چه بسا مواجه شويم با اين‌كه نيروهاي ملي، مذهبي، قومي و قبيله‌اي در مقابل يكديگر قرار گيرند.

وي در اين ديدار با اشاره به انتخابات رياست جمهوري دهم اظهار كرد: در اين انتخابات اتفاق بزرگ و عميقي افتاد و كم شدن اعتراضات يا ساكت شدن آن، اصل قضيه را از بين نمي‌برد و من فكر مي‌كنم كه اين حركت معترضانه ادامه پيدا خواهد كرد. در اين انتخابات، مشكلات نظام معلوم شد و خدا را شكر مي‌كنم كه اين مشكلات خيلي زود خود را نشان داد.

موسوي با اشاره به شعار هر شهروند يك ستاد و قطع راه‌هاي اطلاع‌رساني درست در هفته‌هاي اخير، گفت: در انتخابات مردم به هم كمك و اطلاع‌رساني كردند و ايده‌ي هر شهروند يك ستاد را به خوبي اجرا كردند و در حال حاضر ستادي نيست ولي همه براي كمك و اطلاع‌رساني به يكديگر وظايفي دارند كه بايد آنها را به خوبي انجام دهند.

رييس فرهنگستان هنر هم‌چنين در پاسخ به پرسشي درباره‌ي مشروعيت دولت اضافه كرد: مشروعيت دو نوع است؛ يك مشروعيت مشروعيتي است كه برآمده از شرع است و نوع ديگر آن مشروعيت سياسي است. وقتي دولتي در چارچوب قانون شكل نمي‌گيرد در نظر مردم مشروعيت ندارد و اين مساله دولت را ضعيف مي‌كند و حتي به سمت خشونت عليه مردم سوق مي‌دهد. در حال حاضر مشكل اين دولت، مشروعيت سياسي دولت است كه دولت را با مشكلات جدي در زمينه‌هاي داخلي و سياست خارجي مواجه مي‌كند.

وي ادامه داد: همه‌ي دولت‌ها تلاش مي‌كنند كه مشروعيت بالاتري داشته باشند ولي در اين دولت مشروعيت به دليل عدم اعتماد مردم، زير سوال است و اين مساله دولت را در باطن ضعيف مي‌كند؛ حتي اگر ظاهر خود را حفظ كند.

موسوي در ادامه درباره‌ي احتمال ديدار خود با خانواده‌هاي بازداشت شدگان روزهاي اخير، تاكيد كرد كه در تلاش است با اين خانواده‌ها ديدار داشته باشد و از آنها تشكر كند.

نامزد معترض دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری با تاكيد بر اعتقاد خود نسبت به كار گروهي و تشكيلاتي خاطرنشان كرد: تصميم و تلاش دارم كه با جمعي به صورت منظم و سامان يافته كار كنم و از اول هم عادت به كار فردي و تك‌نفره نداشتم.

وي هم‌چنين با تاكيد بر لزوم رعايت قانون اظهار داشت:ما مي‌گوييم دولت مشروعيت ندارد چون آراي مردم را ندارد. ما بايد تلاش كنيم كه از طريق حركت در چارچوب قانون، اعتراض خود را نسبت به محتواي حركت صورت گرفته نشان دهيم. در غير اين صورت مجبوريم در هر قدمي از خود يك ديگري بسازيم و اين چيزي نيست كه به دنبالش هستيم.

موسوي تصريح كرد: اعتنا و توجه به چارچوب‌هاي قانوني براي ما اهميت فوق‌العاده‌اي دارد، وگرنه وضعيت ناخوشايندي در سطح جامعه خواهيم داشت و چه بسا مواجه شويم با اين‌كه نيروهاي ملي، مذهبي، قومي و قبيله‌اي در مقابل يكديگر قرار گيرند. ما دائم اعتراض مي‌كنيم به اين‌كه نظمي كه شما از آن صحبت مي‌كنيد از محتوا خالي مي‌شود و اعتماد مردم را از دست مي‌دهيد، در حالي كه اعتماد مردم قوي‌ترين مولفه‌ي اقتدار كشور است. بنابراين ما هم‌چنان اعتراض و فعاليت سياسي مي‌كنيم.

وی با بيان اين‌كه اگر نظام نتواند راه‌هايي براي اين رفتارها باز كند خود را در معرض ساختارشكني قرار می دهد، اظهار داشت: اگر دولت نتواند علامت‌ها را ببيند و با جريانات كنار بيايد با ساختارهاي نيرومند مردمي مواجه خواهد شد. در اين صورت وضعيت كشور وضعيت سودمندي براي آينده نخواهد بود. حركت من در داخل چارچوب‌هاي قانوني است. براي مثال شوراي نگهبان بايد بي‌طرف باشد ولي اين شورا با همين وضعيت جانبدارانه حكم مي‌دهد و ما به اين حكم اعتراض مي‌كنيم.

در حاشيه‌ي اين مراسم، تني چند از زندانيان و خانواده‌هاي آنها كه در اين ديدار حضور داشتند با مهندس موسوي به گفت‌وگو پرداختند.

بیانیه کارگزاران سازندگی بعد از تأیید انتخابات - دوشنبه

بسمه تعالي

ملت شريف ايران

برگزاري انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري اسلامي ايران ، فرصتي را فراهم ساخت تا ملت بزرگ ايران ، با هوشمندي و درك موقعيت سياسي كشور ، شكوه حضور خود را به نمايش گذاشته و گامي بزرگ در تقويت پيوند دولت و مردم بر دارد. آنچه كه مايه تاسف و تاثر گرديد اينكه در اوج شكوه و عظمت سياسي ملت ايران ، پاره اي جزم انديشي ها ، بي تدبيري ها، خودخواهي ها و ناسپاسي ها ،اين نعمت بزرگ را به نقمت ، اعتماد عمومي را به بي اعتمادي و فرصت ها را به تهديد تبديل كرد . انتظار مي رفت مسئولان كشور ، اعتراضات به حق مردم را تحمل و به جاي برخوردهاي خشن و غيرقانوني با مردم و دستگيري و زنداني كردن فعالان سياسي بي گناه ، با صدور مجوزهاي قانوني ، اعتراضات را به مسير صحيح هدايت و به پيشنهاد مراجع بزرگ تقليد و شخصيت هاي سياسي ، براي تشكيل يك هيئت حكميت ملي و بي طرف در بررسي نتايج انتخابات ترتيب اثر مي دادند.

اكنون كه نتايج اعلام شده انتخابات به تائيد شوراي نگهبان رسيده است اعلام مي نمائيم كه به دليل ناسالم بودن روند برگزاري انتخابات ، تخلفات گسترده در برگزاري انتخابات و نيز جانبداري اكثريت اعضاي شوراي نگهبان از يك كانديداي خاص ، نتايج اين انتخابات مورد پذيرش نمي باشد.

لازم است در اسرع وقت اقدامات ضروري زير انجام شود:

1- امنيت ملي را اصل قرارداده و به جاي تكيه بر نتايج مخدوش اعلام شده انتخابات ، اقدامات لازم را براي اعاده اعتماد عمومي را انجام و با استحكام در صفوف ملت ، كشور را از خطرات گوناگون در امان نگاه دارند.
2- ضمن ابراز همدردي با خانواده هاي شهداء حوادث اخير و نيز مصدومان عزيز ، لازم است هيئت هاي بي طرف به پرونده جنايات اخير رسيدگي و عاملان را شناسائي و تحت تعقيب قرار دهند.
3- نسبت به آزادي كليه فعالان سياسي و نيز ساير دستگير شدگان بدون قيد و شرط اقدام شود.
4- كليه محدوديت هاي اطلاع رساني رفع گردد.

حزب كارگزاران سازندگي ايران

Sunday، July 5، 2009

شایعه را نه پخش کنیم و نه باور

این روزها در فیس‌بوک و گوگل ریدر و بعضی وبلاگ‌ها خوانده‌ام که می‌گویند کسانی که می‌روند ایران پسورد فیس‌بوکشان را می‌گیرند یا خودشان را بازداشت می‌کنند یا چیزهایی از این دست.

فقط خواستم بگویم که من حتی یک مورد هم مستقیماً نشنیده‌ام که به ایران رفته باشد و برایش مشکلی پیش آمده باشد و از آن طرف دست کم ۷ نفر را می‌شناسم که در سه هفته گذشته رفته‌اند ایران. از همه جا هم بوده‌اند. در بینشان کسی بوده که در فیس‌بوک خیلی فعال بوده، کسی بوده که از این نامه‌ها امضا کرده بوده، کسی بوده که در این کلیپ‌های انتخابات و این‌ها چهره و صدایش بوده، و کسی هم بوده که فعالیت‌های جدی‌تر و بالقوه خطرناک‌تری داشته و هیچ کدام را در فرودگاه حتی سؤال و جواب هم نکرده‌اند.

و یک نکته کلی. (به قول موسوی) به ذهن من این‌طور می‌رسد که در پخش کردن خبرها کمی دقت کنیم. چند بار این روزها خبر مردن یا به کما رفتن زندانی‌های مختلف یا حصر خانگی و یا حتی بازداشت موسوی و کروبی و خاتمی منتشر شده و همه‌شان غلط از آب در آمده؟ یک آدم بی‌مسئولیتی در توئیتر یا وبلاگ یا گوگل ریدر می‌نویسد و ما هم بدون دقت کردن با دیگران به اشتراک می‌گذاریم و یک خبر غلط - یا دست کم نامطمئن - همین‌طور پخش می‌شود و حالا بیا و جلویش را بگیر.

من مشخصاً وی این خبر خطرناک بودن سفر به ایران حساس شدم، چون اولاً دیدم که روی دوستانم تأثیر گذاشته و چند نفر از من درباره‌اش پرسیدند، و دوم این‌که کلاً روی نرفتن بچه‌ها به ایران زیاد حساسم و هر چیزی که باعث شود بچه‌ها کم‌تر بروند ایران یا بیش‌تر از ایران بیرون بیایند، حالم را می‌گیرد.

گزارش تفصیلی کمیته صیانت از آرای ستاد موسوی

گزارش طولانی است. فایل پی‌دی‌افش را این‌جا گذاشته‌ام. حجمش زیاد نیست. می‌توانید دانلود کنید. متنش را این‌جا هم گذاشته‌ام.

بیانیه چهارم مجمع مدرسین حوزه علمیه قم، بعد از تأیید انتخابات

بسم الله الرحمن الرحیم

ملت شریف ایران

سرانجام شورای نگهبان دهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران را بدون توجه به استدلالات کاندیداهای معترض و اعتراضات بحق مردم و دلسوزی های علماء و مراجع و احزاب و مشفقان نظام، به گمان این که اظهارنظر آنان غائله را ختم می کند، رسماً تأیید و سلامت آن را اعلام کرد و حتی برخی از آنها سلامت این انتخابات را در سی سال گذشته بی نظیر توصیف نمودند.

شورای نگهبانی که برخی از اعضاء فقها و حقوقدانهای آنان از ماههای قبل اظهار نظر کرده و بی­طرفی خود را در انظار مردم مخدوش نموده بودند در صورتی که داور و قاضی اگر در رابطه با پرونده ای طرفداری کرده باشد، حق قضاوت در آن را ندارد.

جای شگفتی است انتخاباتی که در برابر چشم همگان از بیت المال جهت ترویج یکی از کاندیداها بطور وسیع استفاده می شد و در مقام جمع آوری رأی از امکانات دولتی بهره بردرای شد.

رسانه ملی به بهانه های مختلف در ترویج و تبلیغ تبیض آمیز به نفع یک کاندیدا دائماً در تلاش بود.

از سویی چهره های خدوم انقلاب و نظام برای مخدوش کردن کاندیداهای دیگر مورد هجمه قرار گرفتند و شگفتا که قوه قضائیه هیچ واکنشی از خود بروز نداد و حتی به همان مقدار در رسانه ملی حق دفاع به آنان داده نشد.

ناظرین کاندیداها که قانوناً باید پیش از مهر و موم کردن صندوق ها تا نهایت تجمیع آراء حضور می داشتند در اکثر صندوقها بعد از مهر و موم صندوق ها اجازه ورود به آنان داده شد و در بسیاری از صندوقها نماینده ای از آنان را نپذیرفتند و در هنگام تجمیع آراء اساسا اجازه حضور نداشتند و در نتیجه با اضافه بودن تعداد آراء مأخوذه با بیش از واجدین شرایط آراء مواجه بودیم. با شتاب بسیار متأسفانه در اعلام نتایج از حیثیت رهبری نیز سرمایه گذاری شد.

با توجه به شکایات زیاد و دلایل محکمی که کاندیداهای دیگر داشتند، به آنان توجه نشد. در فضایی کاملا امنیتی، صدای حق طلبی مردم را که توأم با آرامش بود، به خشونت کشیدند. و متأسفانه با دهها کشته و زخمی و بازداشت غیرقانونی صدها نفر مواجه شدیم، مطبوعات و روزنامه ها یکی پس از دیگری تعطیل یا سانسور شدند، سایتها فیلتر گردید و حتی بر خلاف اصل 25 قانون اساسی تلفن های همراه و پیامک های مردم نیز روزها قطع گردید و هنوز در تهران وصل نشده است. تعجب از این است که وزارت ارتباطات از خود سلب مسئولیت می کند و مسئولیت آن را به عهده دیگران قرار می­دهد.

با همه این اشکالات آیا می شود مشروعیت انتخابات را به صرف تأیید شورای نگهبان پذیرفت؟ آیا با این وضعیت می توان دولت برآمده از این همه تخلفات را مشروع دانست؟

آیا دولت می تواند به عنوان نماینده مردم در اموال و سرنوشت آنان دخالت نماید؟

و...

مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم ضمن تشکر از همه مردمی که در صحنه حضور یافتند و مصایب و سختی های بسیار را تحمل نمودند بویژه آنان که عزیزانشان را از دست دادند یا آسیب هایی دیدند و سختی هایی دیدند و یا دستگیر شدند. خود را در مصایب و گرفتاریهای آنان شریک می داند و به روان پاک شهیدان مظلوم حوادث اخیر درود می فرستد و همواره خود را در کنار مردم می داند.

و از کاندیداهای محترمی که حقوقشان ضایع گردید خصوصاً از جناب آقای مهندس میرحسین موسوی نخست وزیر خدوم دوران دفاع مقدس و جناب حجت الاسلام و المسلمین کروبی یار قدیمی امام راحل(ره) و همه آنان که از حقوق مردم دفاع می کنند بویژه از مراجع معظم تقلید و علمای بزرگوار حوزه های علمیه، تشکر می نماید و از خداوند متعال برای همه آنان طول عمر با عزت و شوکت مسألت دارد.

و درخواست عاجزانه ما از علمای اعلام و بزرگان دین این است که در این مصیبت بزرگ که حیثیت به دست آمده از دهها هزار خون شهدای عزیز و زحمات طاقت فرسای ایثارگران جانبازان و هدایت و حمایت روحانیت مبارز به ویژه رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی(ره) در معرض خطر جدی است، با احساس مسئولیتی که همواره داشته اند باز هم اقدام مناسب را انجام دهند. چرا که سرنوشت حوزه و علما با سرنوشت نظام گره خورده است و اگر مردم نظام را در برابر خود بدانند قطعاً روحانیت و حوزه­ ها را در برابر خود می دانند در حالی که به گواه تاریخ، عالمان شیعه به پیروی از مولای خود همواره خصم ظالم و عون و یاور مظلوم بوده اند.

همچینین از قوه قضائیه می خواهیم هرچه زودتر افراد دستگیر شده در اجتماعات آرام را آزاد کند و عاملان و آمران ضرب و شتم­ها، قتلها و تخریب های کوی دانشگاه و جاهای دیگر را شناسایی و مجازات نماید.

مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم

سایت نوروز: حجاریان به بیمارستان منتقل شده

نوروز، وب‌سایت جبهه مشارکت خبری را منتشر کرده که تأیید نهایی‌اش را نگرفته، اما به گفته خودش به علت حساس بودن منتشرش می‌کند. خودتان بخوانید:

سعید حجاریان، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی، که از سه هفته پیش در بازداشت به سر می برند، پس از آنکه دچار حمله ای عصبی می شود، از زندان اوین به بیمارستانی در تهران منتقل شده و هم اکنون در شرایط بسیار بدی به سر می برد.

دکتر وجیهه مرصوصی در گفتگویی با خبرنگار نوروز، با ابراز نگرانی شدید از وضعیت همسرش خطاب به مسئولین و مراجع و بزرگان ایران گفت: "چرا ساکت نشسته اید؟ آیا 10 سال درد کشیدن او و خانواده اش کافی نبوده و ایشان باید رنج بیشتری بکشند؟ چرا همه سکوت کرده اند؟ چرا مراجع تقلید سکوت کرده اند؟ به رییس قوه قضائیه مراجعه می کنیم، می گوید من نمی توانم در این امور دخالت کنم؛ به دادستانی مراجعه می کنیم، می گوید ما خبر نداریم؛ به وزیر اطلاعات مراجعه می کنیم، می گوید من اطلاعی ندارم؛ پس اینها چه کسانی هستند؟ اینها چه کسانی هستند که فرزندان ایران و انقلاب را به بند کشیده اند؟ چرا هیچ کس پاسخگو نیست؟ "

وی در دامه خطاب به کسانی که جسم بیمار همسرش را در شرایط سخت زندان تحت فشار قرار داده اند گفت: "آیا ترور وی کافی نبود؟ آیا زجر و دردی که او و خانواده اش در این ده سال کشیده اند کافی نیست؟ این همه کینه شما نسبت به سعید از کجاست؟ آیا ناراحتید که معجزه ای الهی او را به خانواده اش برگرداند؟ آیا ناراحتید که ترور وی کاملا موفق نبود ؟"

وی در ادامه با تشریح وضعیت جسمانی همسرش گفت: "او ده سال پیش و پس از ترور توسط تاریک اندیشان اقتدارگرا، به واسطه یک معجزه الهی زنده ماندند اما سیتمهای ارادی و غیر ارادی ایشان آسیبهای فراوان و جدی دیده است. ایشان در حرکت کردن، صحبت کردن و بسیاری از امور شخصیشان با مشکلات عدیده ای روبرو هستند. سیستمهای غیر ارادی بدنشان مثل فشار خون و امور مشابه نیز با دارو های بسیار زیاد و مراقبتهای شبانه روزی پزشکان و خانواده تحت کنترل بوده است." دکتر مرصوصی که خود یک پزشک متخصص است گفت:"فشار عصبی می تواند توانمندی های فعلی وی را نیز تا 90 درصد کاهش دهد. و این برای کسی که کوچکترین تغییری در وضعیت جسمی اش می تواند عواقب بسیار خطرناکی داشته باشد، بسیار خطرناک است."

وجیهه مرصوصی که در در دوران مبارزات مردمی با رژیم شاه فعالانه حضور داشته و سالهای زیادی را در زندان گذرانده است، با اشاره به اهدافی که به خاطر آن زندان رفته و هزینه داده اند گفت:" آیا اهداف انقلاب این بود که کسی را که حتی نمی تواند تکلم کند به زندان ببریم و از امکانات پزشکی مناسب محروم کنیم؟ کدام حکم شرعی اجازه می دهد با کسی که تمام زندگی اش را برای ارزشها و انقلاب هزینه کرده است این گونه رفتار شود؟ من به عنوان کسی که نسبت به آرمانهای انقلاب و ارزشهای دینی پایبند هستم و تعصب دارم این نحوه رفتار ها را خلاف شرع، عرف و اهداف والای انقلاب و اسلام می دانم."

لازم به ذکر است که چند روز پیش پزشک سعید حجاریان نیز نسبت به سلامت ایشان اعلام خطر کرده بودند.
سایت نوروز امیدوار است این خبر واقعیت نداشته باشد و سعید حجاریان در سلامت کامل باشند. اما با توجه به مسدود بودن راههای اطلاع رسانی و عدم شفافیت نهادهای مسئول، مجبور هستیم اخبار را بدون تائید نهایی منتشر نمائیم، تا شاید مسئولین مجبور به پاسخگویی بشوند.

Friday، July 3، 2009

بیانیه آیت‌الله صانعی - جمعه

بسمه تعالي

«وَزُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللهِ أَلاَ إِنَّ نَصْرَ اللهِ قَرِيبٌ»

ملت عزيز و شريف ايران اسلامي

در روزهاي گذشته همگان شاهد حمله به دانشگاهها و خوابگاه دانشجويان و ضرب و جرح، قتل و به زندان افکندن عده زيادي از فرزندان اين مرز و بوم بوده ايم تا جائيکه در آمار رسمي خبر از کشته شدن حدود بيست نفر و زنداني شدن بيش از هزار نفر داده شده است و همچنين شاهد پخش اعترافات برخي از زندانيان در رسانه هاي انحصاري بوده ايم که بر همه واضح است اين اعترافات حداقل به علت زنداني بودن متهمين و شرايط خاص آنها از نظر شرعي، قانوني و عقلائي هيچ گونه ارزشي نداشته و ندارد؛ لکن نبايد اينگونه ظلمها، آزار و اذيت ها، ترفندها، مکرها؛ دروغها و ... موجب يأس و نا اميدي در راه احقاق حق شرعي و قانوني و حاکميت مردم بر سرنوشتشان گردد؛ چون علاوه از آنکه نا اميدي از رحمت خداوند خود از معاصي و گناهان کبيره است؛ خلاف وعده نصر و پيروزي قرآن به مسلمانان نيز مي باشد که «أَلاَ إِنَّ نَصْرَ اللهِ قَرِيبٌ».

و چگونه چنين نباشد حال آنکه علي رغم تمام سانسورهاي خبري، از محدوديت سايت هاي خبري گرفته تا تعطيلي روزنامه ها و دستگيري فعالين رسانه اي و سياسي و حتي قطع پيام هاي کوتاه، آگاهي عمومي و جهاني از وقايع اخير روز به روز در حال افزايش است، که خود نتيجه حرکت آگاهانه و همراه با متانت ملت بزرگ ايران است. اميد آنکه راه دفاع از حقوق مردم و حفظ عقايد ديني آنها مخصوصاً جوانان و حفظ جمهوري اسلامي همراه با درايت، متانت، آگاهي بخشي و آرامش و امنيت و استفاده از قانون اساسي به معناي واقعيش و بهانه ندادن به دست ستمکاران، ادامه يابد که استقامت شرط موفقيت است و چگونه چنين نباشد حال آنکه کانديدهاي معترض به مسئولين انتخابات و روند و نتيجه آن و نظر شوراي نگهبان همانگونه که در نامه حضرت حجت الاسلام و المسلمين جناب آقاي کروبي (دامت افاضاته و برکاته) و يا در بيانيه دوست مکرم، مؤمن و يار باوفاي امام امت (سلام الله عليه) جناب آقاي مهندس موسوي (دام عزه و توفيقه) آمده است؛ از نظر سياسي و قانوني مشروعيت دولت را مورد سوال قرار داده و آنرا نفي مي نمايند که نشانگر عدم اقناع آنان و توده زيادي از مردم از شبهات پيش آمده در انتخابات است که خود بواسطه کاهش پشتوانه و حمايت هاي مردمي، مي تواند موجب ناکارآمدي دولت گردد و ممکن است ادامه اش موجب مشکلات حقوقي و مدني شود.

در پايان به تمام نيروهايي که بايد حافظ نظم و جان و مال و ناموس مردم باشند تذکر مي دهم که هيچ فرمان و دستوري نمي تواند مجوّز و عذري براي تجاوز به حقوق مردم ـ که حرام و معصيت و ذنب لايغفر است ـ گردد که لاطاعة لمخلوق في معصية الخالق چه رسد به آنکه موجب ضرب و جرح و يا قتل گردد که مستوجب خذلان دنيوي و عذاب اخروي است.

يوسف صانعي
12/4/1388
10 رجب المرجب 1430

بیانیه شورای فعالان ملی-مذهبی

به نام خدا

ملت بزرگوار ايران

در پی وقوع کودتای انتخاباتی در دهمين دوره رياست جمهوری ، جمع کثيری از فعالان سياسی ،اجتماعی و حقوق بشر بازداشت و راهی زندانها و بازداشتگاهها شده اند. در ميان بازداشت شدگان از سراسر کشور نام اعضای حزب مشارکت اسلامی، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی، حزب کارگزاران سازندگی، نهضت آزادی ايران، شورای فعالان ملی - مذهبی، خبرنگاران و اهالی مطبوعات، فعالان حقوق بشر و همچنين برخی اعضای ستادهای انتخاباتی به چشم می خورد. متاسفانه طی روزهای اخير برخی اخبار منتشر شده در روزنامه های وابسته به دولت و شايعات، حکايت از فشار بر بازداشت شدگان برای انجام مصاحبه های اجباری تلويزيونی و مطبوعاتی دارد.

هموطنان گرامی

طی سه دهه اخير اجبار بازداشت شدگان- پيش از اثبات اتهام آنان در دادگاه صالحه- برای انجام مصاحبه بارها توسط مقامات امنيتی مورد استفاده قرار گرفته است. در اغلب موارد افراردی که وادار به اين کار شده اند پس از آزادی حقايق دردناک پشت پرده مصاحبه خود را به اطلاع افکار عمومی رسانده اند. آنها بر اين نکته تصريح کرده اند که به دليل فشارهای جدی جسمی و روانی و تهديد خانواده هايشان ناچار شده اند آنچه را بازجو ها ديکته کرده اند، تکرار کنند. بارها برخی مقامات قضايی و سازمان های حقوق بشری بر غير قانونی بودن اين روش و مغايرت آن با اصول ۳۶، ۳۷، ۳۸ و ۳۹ قانون اساسی و موازين حقوق بشر تاکيد کرده اند. به علاوه افکار عمومی نيز به هيچ وجه مواضع اعلام شده از سوی بازداشت شدگان در تلويزيون را نپذيرفته و کمترين اعتمادی به مسايل مطرح شده ندارند. شورای فعالان ملی - مذهبی ضمن تاکيد بر بی ارزش بودن مسايل و اتهامات پذيرفته شده در اعترافات تلويزيونی خاطر نشان می سازد، اصرار بر ادامه روش های نخ نمای گذشته نه تنها با موازين قانونی، دينی و حقوق بشری در تعارض جدی است بلکه بر بحران مشروعيت فعلی نيز خواهد افزود. همچنين اين شورا نگرانی خود را نسبت به سلامت افراد بازداشت شده اعلام می دارد.

نامه ابراهیم یزدی به شاهرودی

بسمه تعالی
جناب آيت الله هاشمی شاهرودی
رييس محترم قوه قضاييه
با سلام و دعای خير؛

همان‌گونه که اطلاع داريد هستيد در پی اعتراضاتی که نسبت به روند برگزاری، عدم سلامت انتخابات و اعلام نتايج دهمين دوره‌ی رياست جمهوری ايران در سطح جامعه مطرح شد، ماموران امنيتی، بدون طی مراحل قضايی و به استناد احکام کلی جلب – که بعضاً حتی به رويت متهمان هم رسانده نشد-نسبت به دستگيری طيف وسيعی از فعالان سياسی، ارباب جرايد و مردم معترض اقدام کردند. در اين ميان، ۲۰ تن از اعضای شورای مرکزی، دفتر سياسی و واحدهای استانی و همچنين چندين نفر از اعضای شاخه جوانان حزب ، بازداشت شدند که تاکنون اکثر آنان با تبديل قرار بازداشت، آزاد شده‌اند.

در حال حاضر آقايان مهندس محمد توسلی- رييس دفتر سياسی -، مهندس عماد بهاور- رييس شاخه جوانان- و آقای محمد باقر علوی- از اعضای فعال نهضت آزادی ايران -در زندان به سر می برند و به رغم تلاش‌های خانواده‌ها و وکلای نامبردگان، تاکنون از وضعيت جسمانی، زمان آزاد شدن، روند دادرسی و حتی اتهام ايشان خبری در دست نيست.

با عنايت به دستور اکيد جنابعالی درباره ی پيگيری وضعيت بازداشت‌شدگان حوادث اخير، که نشان از نگرانی و حساسيت تان دارد، و وفق بند ۲ اصل ۱۵۶ قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران- که احيای حقوق عامه و گسترش عدل و آزادی‌های مشروع را از جمله ی وظايف قوه ی قضاييه به مثابه‌ی نهادی قانونی و مستقل و پشتيبان حقوق فردی و اجتماعی و يکی از سه رکن حاکميت، بر می‌شمارد- و نيز، با توجه به پيامدهای ناخواسته و ناگواری که تداوم اين سنخ رفتارها می تواند برای ملت ايران، نظام جمهوری اسلامی ايران و بازداشت‌شدگان فراهم کند، خواهشمند است در مورد آزادی فوری همه ی فعالان سياسی، از جمله اعضای نهضت آزادی ايران، و امکان برخورداری آنان از حقوق قانونی و دادرسی عادلانه، اقدام فرماييد.

با احترام
ابراهيم يزدی
دبيرکل نهضت آزادی ايران

بیانیه سازمان دانش‌آموختگان (ادوار) - سه‌شنبه

ملت آزادی‌خواه ایران؛

همچنانکه در بیانیه پیشین بر ماهیت کودتایی اقدامات صورت گرفته در مهندسی انتخابات و دستکاری در آراء ملت در جریان انتخابات ریاست جمهوری دهم تاکید کردیم، متاسفانه غاصبان رای ملت، که نقشه شوم کسب اعتبار و مشروعیت از آرای به یغما رفته شهروندان را نقش برآب دیدند پا را از آنچه تاکنون کرده بودند نیز فراتر گذاشته و با صدور فرمان شلیک به زنان و مردان بی دفاع و مظلومی که به مسالمت آمیزترین شکل ممکن اعتراض خود را با سکوت یا ندای توحیدی الله اکبر فریاد زده بودند و همچنین بازداشت و توقیف صدها شخصیت شناخته شده ملی و تلاش برای اخذ اعتراف غیرقانونی از کسانی که که طی ماه‌های گذشته ترغیب عموم شهروندان به مشارکت سیاسی را وجه همت خویش ساخته بودند تا از این طریق راه برون‌رفتی از مصائب کشور به نفع تغییر و اصلاح اوضاع کشور بیافرینند؛ آشکارا و در عمل نیز نشان دادند که دولت برآمده از تخلفات انتخاباتی و حامیان‌اش برای جان و مال و امنیت شهروندان اش کوچکترین ارزشی قایل نیست. آنچه در هفته های پس از 22 خرداد واقع گشت، به روشنی نشان داد که حاکمیت دروغ برای ادامه استیلای خویش بر ایران از به کارگیری بی آبروترین شیوه‌ها که مشابه آن تنها در حکومت خودکامگان تاریخ در غرب و شرق دیده شده است، آن هم به اسم قانونگرایی و عمل به شرع مقدس، ابایی ندارد و این نکته کلیدی را از یاد برده است که قانون نوشته، قدرت سیاسی را حقانی نمی‌کند بلکه قوانین خود زمانی مشروعیت دارند که اراده انشا‌ء شده ملت باشند نه ابزار سرکوب و حق‌کشی مردمان.

ملت هوشیار ایران؛
اگر امروز شهادت ده‌ها تن از شهروندان ایرانی از کودکی معصوم گرفته تا جوانان شجاعی که توهین به شعور خود را تاب نیاورده‌اند، دردی جانکاه را پدید آورده است و اگر مشاهده خشونت عریان عوامل نظامی و شبه نظامی حاکمان علیه فرزندان این ملت که هیچ کم از صحنه‌های نبرد کلاسیک البته در مقابل مردمی بی دفاع ندارد، زخمی دردناک را بر پیکر این ملت وارد آورده است؛ دروغ پراکنی حاکمان کذابی که زیر تابوت قربانیان خویش را می‌گيرند و اشک تمساح می‌ریزند، استخوانی لای زخم و نمک پاشی بر دل ریش خانواده‌های شهدای فجایع اخیر و عموم شهروندان عزادار است. اکنون باید پرسید، حاکمیتی که مدعی اقتدار و تثبیت است چگونه به خود اجازه می‌دهد تا مسوولیت خون‌های ریخته شده معترضان را بر عهده خود آنان بگذارد و فراتر از آن تیراندازی به شهروندان را به تروریست‌ها، اوباش و بیگانگان منتسب کند؟

شهروندان ایرانی؛
اکنون در کنار چند هزار شهروند معترض که در جریان تجمعاتی که شرکت در آن حق مسلم آنها بوده است، دستگیر شده‌اند، صدها تن از فعالان سیاسی اصلاح طلب کشور نیز در بازداشت به سر می‌برند و درحالی که قوانین جاری کشور در جریان بازداشت آنها نقض شده و این روند رفتار ضابطان قضایی و عوامل بازداشت‌ها‌ را به عملکرد آدم‌ربایان شبیه کرده است، پس از گذشت بیش از دو هفته هیچگونه اطلاعی از وضعیت تعداد زیادی از آنها به ویژه آقایان احمد زیدآبادی دبیرکل و عبدالله مومنی سخنگوی این سازمان در دست نیست. شایان ذکر است که بنابر مشاهده شاهدان، ماموران امنیتی هنگام بازداشت آقای عبدالله مومنی ایشان را شدیدا مورد ضرب و شتم قرار داده‌اند و این در حالی است که خانواده‌های کلیه بازداشت شدگان در نگرانی و بی خبری به سر برده و سلامت جسمی دستگیرشدگان به دغدغه‌ای جدی تر از بهره‌مندی آنان از حق برخورداری از یک دادرسی عادلانه بدل شده است.

از سوی دیگر تشدید فشارهای امنیتی غیرقانونی نسبت به اعضای این سازمان، بی اطلاعی از سرنوشت تعدادی از دانشجویان بازداشت‌شده، تداوم بازداشت تعدادی از فعالان حقوق بشر، روزنامه‌نگاران و هنرمندان، تهدید تعدادی از احزاب و تشکل‌های عمده اصلاح‌طلب از جمله جبهه مشارکت ایران، سازمان مجاهدین انقلاب و مجمع روحانیون مبارز به انحلال و لغو مجوز درحالی که برجسته‌ترین اعضای آن‌ها در وضعیتی نامعلوم در بازداشت‌گاه‌های امنیتی هستند، این پرسش اساسی را مطرح می‌کند که در محاسبات دولت برآمده از انتخابات آنچنانی آیا اصولا برنامه‌ای برای اداره کشور و تداوم حیات سیاست در جامعه نیز وجود دارد یا اینکه مقرر است هر نوع فعالیت حزبی به حال تعطیل درآمده و در تکمیل حلقه‌های استقرار حکومت خالی از رای جمهور، نظام تک حزبی نیز در کشور مستقر شود؟

در این میان زمینه‌سازی برای تکرار سناریوهای نخ نما و تکراری پخش اعترافات فعالان سیاسی بازداشت شده در رسانه‌های وابسته به حاکمان کذاب آغاز شده و این مساله بیش از پیش بر نگرانی ما نسبت به اعمال فشار و شکنجه علیه بازداشت‌شدگان افزوده است. با این وجود کارگردانان، نویسندگان و مجریان این سناریوهای خطرناک باید بدانند که آبروی از کف رفته را از طریق اقاریر بی اعتبار کسب شده در بازداشت‌گاه‌های امنیتی که کمترین وجاهت قانونی و شرعی ندارد، نمی‌توانند بازگردانند و نیز استقلال و اصالت جنبش اعتراضی مردم را با توسل به چنین شیوه‌های سرکوبگرایانه‌ای قادر نخواهند بود به زیر سوال برند. چرا که افکار عمومی به درستی پیش از این تصمیم خود را گرفته و بر همین مبنا نیز با رای خود در روز 22 خرداد به ادامه این سیاست‌ها "نه" قاطعی گفته است.

در پایان،‌ سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) با توجه به اظهار نظر قطعی مراجع رسیدگی‌کننده به سلامت انتخابات، بار دیگر حمایت قاطع خود را از اقدامات معترضانه آقایان کروبی و موسوی در دفاع از رکن جمهوریت و نیز حقوق تضییع شده ملت اعلام داشته و مطالبه جدی خود را مبنی بر آزادی کلیه بازداشت‌شدگان از جمله دبیرکل و سخنگوی این سازمان ابراز می‌دارد و ضمن عرض تسلیت به خانواده‌های داغدار شهدای فجایع اخیر که مظلومانه جان خود را در دفاع از آزادی و جمهوریت از دست داده‌اند، متذکر می‌شود که سیاست‌ دستگاههای امنیتی در تلاش برای اعتراف گیری از فعالان سیاسی و مدنی بازداشت شده، نه تنها موجب تقویت حاکمیت استبداد نمی‌شود بلکه بی شک سرآغازی بر فروپاشی بنای ظلم و دروغ آن خواهد بود.

سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت)
نهم تیرماه یکهزار و سیصد و هشتاد و هشت